تبليغاتX
!یک جرعه شب

!یک جرعه شب

یادداشت ها و دل نوشته های من

بچه هاااااااااااااا دوستاااای گلم عزیزای دلم

من رفتم خداااااااااااانگهدااااار

حلال کنین دیگه

مراقب خودتونو خوبیاتونم باشین

*********************

راستی وبم این دو هفته که نیستم دست دخی عموییمه(منیر جونم)

تو لینکامم ادرس وب خودش هم هست بهش سر بزنین

منم فراموش نکنینا بهم سر بزنین

خدااااااااااااااااااحاااااااااااااااااااااافظ

نوشته شده در جمعه 15 اردیبهشت1391ساعت 10:48 AM توسط night star|

بچه ها من دارم میرم مسافرت

بگین کجا؟

با اجازتون سفر عمره ی مفرده

خیلی عجله دارم نمیتونم زیاد توضیح بدم فقط همینو بدونین بزرگترین آرزوی زندگیم این سفره که داره برآورده میشه

واااااااااااااااای خدااااااااااایااااااااااااااااااااااا خیلیییییییییییییییی خوشحالم خیلیییییییییییی(اشک شوقه)

تاریخ پرواز: ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱

بعدا میام اگه خدا بخواد بیشتر توضیح میدم

بچه هاااااااااااااااا حلاااااااال کنییییییییییییییییین

نوشته شده در شنبه 9 اردیبهشت1391ساعت 0:18 AM توسط night star

ای آهوی نازم تو کدامین مه شب تاب شدی

                                           در چــــــرخ ســــــپهر دل من قاب شدی

آهســــــــته به قـلب کوچـــــــــکم آمدی و

                                          جای در کنج دل تاریـــک و بی تاب شدی

قاب زیبای تو بر روح و دل من حک شد

                                         در مـــیان آهوان آهوی مشــکین ناب شدی

تو آن غزل ناخـــــــوانده و نا پیــــــــدایی

                                         که برای شـــــــــــــــکوفایی من باب شدی

ای غـــزال مهربان دشت های دوســـــتی

                                        بامداد شب بی روحم را استاره ومهتاب شدی

از برای دردهایم چاره اندیشیدی و در دل من

                                        تــــو روان تر از هر رود و هر آب شدی

پس چگــــــونه تو به پیشــــــــگاه عشق من

                                          چشم بسته ای و اینگونه تو در خواب شدی

نوشته شده در جمعه 26 اسفند1390ساعت 1:36 PM توسط night star|

کاش میفهمیدی ؛

دل من سخت شکست

مثل یک کودک گریست

دانه های خرد دلم

دانه های اشک کودک شد و چکه چکه روی سرمای دو دستم افتاد ...

دست های بی جانم طاقت گرمی قلب تازه مرده را نداشت

تکه های قلب بشکسته ی من ؛

از میان دستان سردم ؛به زمین خورد آرام

لای شن های خیابان گم شد !

دل من اگر شبی ماه بود ؛

در میان آسمان تن من ،

سیاره ی سخت و سردی

سخت بر من کوبید

ماهِ جانم خرد گشت

و به چشمم دیدم

بارش تند شهاب سنگ ها را ...

دیدم خرد شدن ماه کوچک جانم را من .

آسمان تاریک است

باد سردی بر تن خسته ی من می کوبد

دل که از دست رود ؛

جان نمی ماند دگر ...

دلِ تنگم خرد شد

ضربانم رفت

روحم رفت ،روحم مرد

احساسم رفت ،احساسم مرد

از ماه بدم می آید

از شب می ترسم

تازیانه های با سرد میسوزاند مرا ...

وجودم لرزید

دلم لرزید

جانم رفت ،جانم مرد

تاکنون حس نفرت به ماه در دلم هیچگاه نبود

لحظه ای از آسمان شب نمی ترسیدم

آسمان آرامش جانم بود

من گریزانم حالا از شب ،از ماه

چقدر غمناکم

حال من خوش نیست اصلاً

به اتاق خلوتی رو می کنم

سکوت تلخ اتاق ؛بغض سنگینم را له می کند

عکس خود را می بینم در آینه ی سرد اتاق

چشمهایم کاسه ی خون

 و دو رود ،جاری از آنها

مژه هایم قطرات شبنم بر دوش

و دلم ...

هر چه می گردم نیست ،گم شده است ...

دل من گم شده است

یادم افتاد کجا !

شیشه ی سرخ دلم وسط خلوتیِ بامِ متروکِ خانه ی حضرت دوست ؛

در زمانی که درنگ کرده بودم بر ماه ،

با موج صدای دوستی

از شدت سرمای صدای خشن و بی روحش

لرزید ...

خواستم آرامش کنم که دگر بار ؛

موج طوفانی دیگر آمد ...

شیشه این بار ترک خورد ؛

شکست ؛

خرد شد ؛

در سکوت ...

و خودم ،تک درختی بودم که صدای بارش تکه هایش را شنیدم ...

حال من خوش نیست ،بد است !

تیغ های گل در دستانم جای گرفتند عمیق

باید اینبار بگویم

تا فراموشی موج دریاهای سهمگین و ترسناک

تا زمانِ بندزنیِ تکه های گم شده ی قلب بیچاره ی من

خداحافظ ...

 

نوشته شده در پنجشنبه 25 اسفند1390ساعت 8:29 PM توسط night star|

سلام بچه ها خوبین؟

انا لله و انا الیه الراجعون

فقط میخواستم بگم بامداد دوشنبه ی هفته ی پیش ۱ اسفند ۹۰ شوهر عمم فوت کرد

براش از درگاه خداوند متعال تقاضای عفو و رحمت واسعه الهی دارم...

انسان نیک سرشت و با گذشت و پدری مهربان که دیگر در میانمان نیست...

یاد و خاطره ی چهره ی خندان و مذاق شوخ طبعش همیشه در خاطرمان بوده و صمیمانه در یادمان خواهد بود

خدایش رحمت کند...

((عمه ی عزیزم٫ دختر عمه های خوبم صمیمانه در گذشت همسر و پدر مهربونتون رو تسلیت میگم و از خدا براتون طلب صبر دارم.عمه جون ایشا الله سایت همیشه بالای سر بچه هات باشه))

*****************************

دوستای گلم اگه یه فاتحه مرحمت کنید ممنون میشم

نوشته شده در یکشنبه 7 اسفند1390ساعت 9:56 PM توسط night star|

 

ثانیه های عجیب در گذر است ...

در دل احساسی غریب

آرامم به ظاهر اما ؛

در درونم شور دیگر بر پاست

تو می آیی و همه دلهره ها گم میشود

گل پنهان وجودت را افشا میکنی ؛

دست در اوج تمنای آن راز قشنگ به تپش می افتد

و اجابت میکنی خواهش دستان مرا .

به بهای عطر خوش وان لذت دیداری ؛

شعرها و جرعه ای از معرفت های بشر را به حضور فاخرت هدیه میگردانم ،

میگشایی در همان لحظه و فالی دیگر ...

صحبت از دیدار است !

به لب هردویمان برگ سبز لبخند جوانه میزند

همچو آن چای سبز در فنجان

خنده ای که در عمق و ته مزه ی خود

تلخی محسوسی را به جان میبخشد اما

شیرین ،خندان ،مهربان !

آشنایی در حوالی به تماشا بنشستست ،شگفت !

می روند و ما به تنهایی بودن باهم می مانیم.

مینویسی ،دست خطت جاودانه می شود بر برگ های دفترم

و به دفتر عمق و معنا می بخشی بار دگر

می رویم ...

مبحث عشق و آن عاشق دور از خود را میگشایی

و به دنبال تو می آیم در وادی عشق

هر چه از دست بر آید ؛

با همه قعر وجودم می پذیرم.

من موظف به تکلیفم حال

مشق های شب خود را با دقت و لذت می نویسم

مبادا کم کاری کنم در حق موهوم !

کاش می فهمیدی که چه سخت است برایم این کار ،

من موظف به تکلیفم حال.

باید به میزان بودن مهری خود پردازم

کمی از عشق از آن عاشق بگیرم و به معشوق دهم !

و به تفسیر ادب:

کمی از باران عشق ابر را برگیرم

و به باور های آزاد زمین شرح دهم ؛

تا زمین از معرفت لبریز شود

و به خواست خود ،باران را در خود جای دهد

اگر اینگونه شود ؛

ابر می بارد و می بارد و پهنای زمین حاصلخیز از بارش ابر

و چه زیباست تلاقیِّ ترنم های ابر با قشر زمین

گر پذیرد خاک ،احساس دل ابر را ،باران را

زندگی شور دگر می یابد

نبض دستان زمین سوی انگیزه ی ابرها بر می خیزد ؛

موج چشمان زمین را می پوشاند و دریای نگاه پر تلاطم میشود

چشم طغیان میکند

می جوشد چشمه ی پاکی در دل خشک زمین

بذر مهری که خدا در دل خاک افکنده است ،

لحظه ی دیدار یار ؛

با نگه های بارانی او میشکفد .

و اگر خاکِ زمین له کند کبر و غرورش را رد زیر پا

و کمی بگذرد از خواسته های خویشتن

بپذیرد باران را ؛

می شود بار دگر شاهدِ رویشِ گل های محبت باشم !

و پس از آن ،

پیچک مهری ابر،میتابد از خاک

می رسد تا آسمان ؛

می رساند ابر را به زمین ،زمین را بر ابر !

و دگر فاصله ای نیست ،بهانه ای نیست

هرچه هست ؛آرامش و شور و امید است تمام

من دعا گویان و شمع دلِ تو راضی و پروانه ی عاشق راضی

و خدا لبخند رضایت بر لب ...!

 

 

برای اینکه بفهمید منظورم از شعرم چیه باید بگم ابر استعاره از عاشقه و زمین استعاره از معشوق ،باران هم استعاره از عشق عاشقه.

بقیه ی آرایه هاشو خودتون در بیارین!!!!


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 14 بهمن1390ساعت 4:28 PM توسط night star|



ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 12 دی1390ساعت 11:22 AM توسط night star|

 

سلام سلام سلااااااااااااااااااااااااام

خوبین خوشین؟

چه خبراااااااااااا؟

ببخشین من کم پیدا ام بالاخره دانش آموزی گفتن!درس و مدرسه ای گفتن!

آخ چقدرم من درس میخونم!!!

قربون خودم برم که انقدر با درسو مشق خودمو خسته میکنم!

یکی از معلمامون آدرس وبمو داره بیاد اینو ببینه از خنده غش میکنه

خانم اگه احیانا تشریف آوردین از این ورا سلام دارم خدمتتون

دوستای گلم زمستون همتون با یه کوچول تاخیر مبارک ایشا الله این فصل زندگی سبزی داشته باشین!ایشا الله مثل دونه های برف سفید و پاک و صادق باشین اصلا ایشا الله فرشته باشینخلاصه که ماه و گل و مهربون باشین....

باید که عشق ورزید

باید که مهربان بود

زیرا که زنده ماندن هر لحظه احتمالیست....

خواهشا باهم مهربون باشین

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم

                                                      تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم

حکم پیشانی ام این بود که تو گم شوی و

                                                     من به دنبال تو یک عمر مسافر باشم

تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی

                                                    من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم

قسمت این بود ،چرا از تو شکایت بکنم؟!

                                                     یا در این قصه به دنبال مقصر باشم؟

شاید این گونه خدا خواست مرا زجر دهد

                                                     تا برازنده ی اسم خوش شاعر باشم

شاید ابلیس تو را شیطنت آموخت که من

                                                     در پس پرده ی ایمان به تو کافر باشم

دردم این است که باید پس این قسمتها

                                                      سالها منتظر قسمت آخر باشم!!

 

                                                                    شاعر:غلامرضا طریقی

 

 

نوشته شده در یکشنبه 11 دی1390ساعت 12:24 PM توسط night star|

 

بیاین دوباره جشن های باستانی مون رو با شکوه برگزار کنیم...


در فرهنگ عاميانه‌ی مردم، شب يلدا و شب چله، شب دوستی است. شب بار عام و کارهای خيريه است. مردم ايران که اکثراً کشاورز يا دام‌دار بوده‌اند، آموخته‌اند تا سرمای زمستان را بهانه‌ای برای دورهم جمع‌شدن و جشن به پايان رساندن يک سال زراعی بدانند. ليکن در فرهنگ ادبی و رسمی کشورمان، يلدا اغلب چهره‌ی تاريک و خشن شبی طولانی است. شبی که عشاق به انتظار به سرآمدن آن هستند. طولانی و تاريک بودن يلدا استعاره‌ ايست برای فراق جان‌کاه معشوق، تنهايی و انتظار وصال و گاه گيسوی سياه و بلند يار. و حال چندبيتی در اين مضمون می‌خوانيم:


حافظ:
صحبت حکام، ظلمت شب يلدا است
نور ز خورشيد خواه بو که برآيد

سعدی:
هنوز با همه دردم اميد درمان است
که آخری بود آخر شبان يلدا را


اوحدی:
شب هجرانت ای دلبر، شب يلدا است پنداری
رخت نوروز و ديدار تو عيد ماست پنداری


خاقانی:
تو جان لطيفی و جهان جسم کثيف
تو شمع فروزنده و گيتی شب يلدا


عنصری:
چون حلقه ربايند به نيزه، تو به نيزه
خال از رخ زنگی بربايی شب يلدا


منوچهری:
نور رايش تيره‌شب را روز نورانی کند
دود چشمش روز روشن را شب يلدا کند


مسعود سعد:
کرده خورشيد صبح ملک تو
روز همه دشمنان شب يلدا


ناصرخسرو:
او بر دوشنبه و تو بر آدينه
تو ليل قدر داری و او يلدا


هم‌چنين ارتباط عيسی مسيح با اين شب در اشعار امير معزی و سنائی غزنوی مشهود است.

امير معزی:
ايزد دادار، مهر و کين تو گويی
از شب قدر آفريد و از شب يلدا
زان‌که به مهرت بود تقرب مومن
زان‌که به کينت بود تفاخر ترسا


سنائی غزنوی:
به صاحب‌دولتی پيوند اگر نامی همی جويی
که از يک چاکری عيسی چنان معروف شد يلدا


سيف افرنگی:
سخنم بلندنام از سخن تو گشت و شايد
که درازنامی از نام مسيح يافت يلدا

 

سلام سلام سلاااااااااااااااااااام ....

بچه ها اونایی که دوست دارن اطلاعات بیشتری در مورد شب یلدا داشته باشن ادامه مطلب رو از دست ندن!

یه چیز دیگه: بیایم با هم دیگه شب یلدا به یاد اونایی که توانایی مالی خوبی ندارن هم باشیم اگه برا خودمون ۱۰ مدل میوه میخریم یه میوه هم برای اونی بخریم که میدونیم تو این شب شاید حتی نون شب نداره ... هممون هم میشناسیم اینجور آدما رو و حتما دورو برمون هستن این آدما فقط باید چشم باز کنیم تا ببینیمشون...

بعدم یه جا خوندم ثواب ببخشش و صدقه ی انسانی که خودش وضع خیلی خوبی نداره بارها بیشتر از اونیه که در اوج ثروت میبخشه...

پس دست کنید تو جیباتونو نصف کنید هرچی رو که دارین...

بخشنده باشین...حداقل همین یه امروز!





ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 29 آذر1390ساعت 4:37 PM توسط night star|

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

حال شب هنگام است.

و چه دلتنگم من .

مدتیست بی خبرم از حالت ؛

به درستی میدانم که تو حالت خوب است!

دلکت بس قرص است

و چه قدر عالی بود

که میدانستم؛

به یادم هستی!

و چه خوب می دانی :

که دوستت دارم...

و چه بهتر اینکه

در تفکر هایم ، در درونم، ذهنم؛

دوست داشتن برتر است از همه عشق

و چه خوب می دانی :

که دوستت دارم!

هر چند ؛زندگی بی عشق بی معناست ولی

سهم این عشق که گاهی به هوس می ماند

در وجود خاکی من بسیار

پر ز خالی ها است!

شب و ساحل و دریا بوم اند.

برگ پائیز پالت رنگ

و جوهر؛باران!

قلمم انگشتم و گهی هم شکلات!

عاشقانه های من این هایند .

و صمیمیانه ترین شاعری ام

پشت بوم و برگ و رنگ

پنهان است!

و در آن می اندیشم هر دم

و هنوز در پی پاسخ هستم

به سوالی که مدام

می دود در ذهنم :

 ((و چرا عشق ؛

به پهنای فلک ها آبیست؟!))

و من عاشق هستم

عاشق عشق

 و دوست دار تو!

برایت بسیار تنگ گشتست دلم

باور کن!  

    تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com      تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com         تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

 

 ************************************************

پ.ن: یلدای همگیتون پیشاپیش مبااااااااااااااااااارک!!!

ایشا الله این یه دقیقه وقت اضافه رو جدی بگیریدو حسابی خوش بگذرونید!

بفرمائید هندونه

 

 

نوشته شده در یکشنبه 27 آذر1390ساعت 6:55 PM توسط night star|


آخرين مطالب
» من رفتم
» یه اجابت!
» "غزال من"
» اینم یه شعر دیگه از خودم...
» شوهر عمم...
» کاملاً متفاوت !
» ((رفته آن احساس دیروز بفهمید مرا...))
»
» شب یلداتون مبارک...
» دوستت دارم...!

Design By : RoozGozar.com